محمد حسن خان اعتماد السلطنه

590

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

كه اين امر صورت نگيرد . اما اندكى بعد او را معزول كردند ( محرم 1313 ) . وقتى خبر عزل او رسيد زنش در حرم مطهر به بست نشست ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 1140 ) و تلگرافهاى خيلى سخت به متولىباشى شد و بالاخره تا ساعت شش از شب رفته او را از آنجا بيرون آوردند . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 1158 ) در 1325 والى فارس بود و در 1330 قمرى درگذشت و در مقبرهء محمد شاه مدفون شد . يكى از پسران نظام الملك ( ميرزا عبد الوهاب خان ) داماد او بوده است . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 1100 ) اقبال الملك افشار ، ميرزا محمد ( ص 55 - ص 32 چاپ اول ) پسر ميرزا باباى حكيمباشى افشار از دو نفر محصل دورهء اول اعزام محصل به اروپا در زمان عباس ميرزاى نايب السلطنه و داماد ميرزا آقا خان نورى به دخترش درخشنده خانم . در 1279 درشمار مستوفيها درآمد و در 1289 نيابت سفارت ايران در دربارهاى اروپا به او داده شد و در لندن بود . در 1290 كاردار سفارت ايران در لندن شد و در جريان امتياز رويتر ده هزار ليره از او گرفت . در 1291 محاسبات قشون به او واگذار و ملقب به « مستوفى نظام » شد . در 1298 وارد دستگاه ظل السلطان شد و به حكومت بوشهر رفت ولى صاحب ديوان با او نساخت و با وجود خصوصيت با ظل السلطان معزول شد و به اصفهان و بعدا به طهران رفت . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 222 ) در 1300 به حكومت كردستان رفت و لقب اقبال الملك يافت ( خاطرات اعتماد - السلطنه ، ص 254 ) در 1302 معزول شد و به توسط امين السلطان جزو وزراى شوراى دولتى درآمد . در همين سال دوباره به حكومت كردستان رفت و در اواخر جمادى الاولى 1305 معزول شد . در 1306 با حفظ سمت در شوراى دولتى حاكم يزد شد . ( خاطرات ، ص 720 ) در 1308 براى بار سوم به كردستان رفت و سه سال در آنجا بود . اقبال الملك گويا خيلى كفايت و استعداد نداشته ولى مداهن و چاپلوس و مفتن و مزور بوده است و مانند پدرزنش بىارتباط با انگليسها هم نبوده است .